شباهت های تیم ملی فوتبال ایران و انگلیس
شاید بتوان تیم ملی انگلیس و ایران را در جام های جهاتی با هم مقایسه کرد، قدرتی در آسیا، غولی در دنیا.
انگلیس که از سال ۱۹۶۶ علیرغم تمام سرمایهگذاری ها، جذب بهترین ها و رشد باشگاهها سعی در ایستادن در جایگاه نخست جهان را داشته و در چندین دوره هم تا قدم های نهایی خوب پیش رفته (که نهایتاً ضربات پنالتی یا مواردی دیگر دست آنها را از جام گرفتن کوتاه کرده) را میشود در شعاعی محدود با تیم ملی ایران و به طور کلی با وضعیت آچمزی مقایسه کرد. ایرانی که بیش از ۴۰ سال در حسرت جام ملتها، بیش از ۳۰ سال در حسرت جام باشگاههای آسیا، نیم قرن المپیک و احتمالا حالا حالا ها دور دوم جام جهانی مانده است و قطعا یکی از دلایل عدم نتیجهگیری آنها میل بیش از حد به بازی هوایی است.
در این چهار دهه همواره در نوک حمله ایران بازیکنانی با قابلیت استفاده از ضربات سر وجود داشته اند. از جمشید شاه محمدی و کریم باوی گرفته تا صمد مرفاوی و علی دایی و حتی این اواخر سردار آزمون و مهدی طارمی (البته به میزان کمتر).
در انگلستان نیز سیستمی مشابه البته بسیار شناورتر و کار آمد تر به چشم میخورد. سیستمی که طی دو دهه با الگو قرار دادن تیم رویایی منچستر یونایتد بدنبال کسب افتخارات بوده. اما ذکر این نکته مهم که چند تن از بازیکنان منچستر (گیگز، روی کین، اشمایکل، یورک) ملیت غیر انگلیسی داشتهاند که باعث درک عدم موفقیت آنها میشود.
در دهه اخیر نیز میتوان قرار دادن منچستر سیتی به عنوان الگو اشاره کرد که به دلیل عدم حضور مرکز ثقل این باشگاه یعنی کوین دی بورینه در تیم ملی انگلستان، آن ها را در گامهای پایانی با مشکل مواجه ساخته است.
با تمرکز بر تیمهای فاتحان جام جهانی یعنی برزیل، آرژانتین، اسپانیا و غیره میتوان به این نکته رسید که گل زدن از راه زمین به مراتب آسانتر از سانترهای بلند و مواج است که عدم موفقیت در آن از درصد بالایی برخوردار است.
دربعد دیگر نیز میتوان به حذف انگلیس از جام ملتها و جام جهانی توسط آلمان ها اشاره کرد که فوتبال منطقی آن ها بر فوتبال احساسی بریتانیایی ها غلبه کرده، در حالیکه در قبال تیم ملی ایران نیز این وضعیت بسیار گستردهتر بوده و فوتبال با برنامه شرق آسیا و تحت تاثیر قراردادن از لحاظ روحی روانی تیمهای عربی، شانس های بسیاری را از تیم ایران (علیرغم برتری روی کاغذ) گرفته است.
نویسنده: صبا گرگین پور