فوتبال و تئاتر: دو صحنهی زندگی، یک نمایش بینظیر!"
فوتبال و تئاتر، به ظاهر در دو دنیای متفاوت قرار دارند، اما در عمق وجودشان، همنوازیهای شگفتانگیزی دارند.
هر دو به نوعی داستان سرایی میکنند؛ داستانهایی از عشق، شکست، پیروزی و انسانیت. بازیگران بر روی صحنه و بازیکنان در مستطیل سبز.
در فوتبال و تئاتر هر بازی و اجرا یک نمایش زنده است، به همین دلیل بازیگران نمایش و بازیکنان فوتبال نباید دچار اشتباه شوند. هر اشتباه کار را سخت میکند و گاها لطمه ی بزرگی به کیفیت اجرا و نتیجه مسابقه وارد میکند، ولی خب در کل اشتباه جزئی از زندگیست و نمیشود آن را کتمان کرد.. هر لحظه امکان وقوع آن وجود دارد...
اما یکی از زیبایی های مشابه در این دو حرفه، کمک به هم و پشتیبانی از یکدیگر.
تصور کنید در اجرای یک تئاتر، بازیگری به هر دلیل دیالوگ خود را فراموش کند... در جای صحیح قرار نگرفته باشد و یا هر اتفاق و مشکل دیگری رخ بدهد..
در مسابقه فوتبال بازیکنی توپ را از دست بدهد... موقعیتی را خراب کند و بسیاری دیگر از این اشتباهات که همیشه امکانش هست..
در موقعیت هایی اینچنین چه کسی به کمک میآید و از گروه و تیم خود پشتیبانی میکند؟
همتیمی و همبازی ها...
اگر دیالوگی جابجا یا فراموش شود و یا در ریتم و ضربآهنگ نمایش اختلالی ایجاد شود، بازیگران دیگر با ظرافت زیبایی به کمک یکدیگر میآیند.
در فوتبال هم این قصه وجود دارد.
برای مثال اگر بازیکنی توپ را از دست بدهد، باقی بازیکنان برای بازپس گیری توپ و حمایت از یکدیگر درنگ نمیکنند.. مثال دیگر اینکه حتما دیدهاید زمانی است که فوتبالیستی ضربه پنالتی را گل نکند،
چه فشار روحی و روانی سنگینی به او وارد میشود! اما بقیه اعضای تیم بلافاصله برای حمایت و بازگرداندن روحیه دوست و هم تیمی خود به سمت او میروند و تلاش میکنند تا سریع به شرایط بازی برگردد و آن اتفاق را فراموش کند.
در تئاتر هم اگر بازیگری بخاطر اشتباه در انجام وظایفی که دارد به لحاظ روحی دچار مشکل شود، همان اتفاقی که در فوتبال گفته شد در اجرای نمایش هم رخ میدهد، دیگر بازیگران برای بازگرداندن روحیه و حس به همبازی خود به او دلداری میدهند تا برای ادامه اجرا مشکلی نداشته باشد. منتها بخاطر شرایط اجرای تئاتر این اتفاق در پشت صحنه و زمانی که فرصت مهیا باشد صورت میگیرد.
مهمترین مسأله که تئاتر و فوتبال محتاج آن هستند تماشاگر است.
حضور تماشاگران در اجرای تئاتر و مسابقه فوتبال برای بالا رفتن جذابیت و انرژی بخشیدن به فضای سالن اجرا و استادیوم مسابقه اهمیت بسیاری دارد، چون اساساً دلیل اصلی برگزاری هر رویداد فرهنگی و ورزشی بخاطر وجود و حضور تماشاگر و مردم می باشد. به لحاظ اثرگذاری هر دو توانایی برانگیختن احساسات قوی در تماشاگران را دارند.
تئاتر میتواند داستانهای احساسی را روایت کند و فوتبال نیز میتواند هیجان و شور و شوق را در بین هواداران ایجاد کند.
با توجه به هر نمایشنامه، تئاتر داستان های مختلفی را روایت میکند، در فوتبال نیز هر بازی و رقابت و قهرمانی، با توجه به حساسیت و کیفیت هر مسابقه، قصه خاص خودش را دارد...
در هر دو حوزه، همکاری و هماهنگی بین اعضای گروه (بازیگران/بازیکنان) بسیار مهم و کلیدی است. موفقیت به توانایی و تعامل و هماهنگی با یکدیگر بستگی دارد و اینها مستلزم تمرینات متداوم، منظم و گروهی است.
(کارگردان / مربی)
یکی دیگر از جالب ترین شباهت های موجود، حضور کارگردان در تئاتر و مربی در فوتبال است.
از انتخاب اعضا تا سبک و ایده و اینکه چه شخصی در کجا و چگونه به کار گرفته شود با آنهاست و سنگینی مسئولیت و بیشتر فشارها را به دوش میکشند.
اما در نهایت، تفاوتهای این دو نیز غیرقابل انکار است.. فوتبال به سرعت و قدرت جسمانی وابسته است؛ جایی که تمرکز بر روی حرکات فیزیکی و استراتژیهای تیمی قرار دارد. در مقابل، تئاتر بیشتر به احساسات و تفکر عمیق انسانی متکی است؛ جایی که کلمات و عواطف بر صحنه حاکماند.
با این حال، اگر بخواهیم به عمق این دو رویداد نگاه کنیم، درمییابیم که هر دو به نوعی زندگی را بازتاب میدهند. فوتبال و تئاتر، هر یک به زبان خود، ما را به تفکر دربارهی پیروزیها و شکستها، عشقها و نفرتها دعوت میکنند. آنها یادآور این هستند که زندگی خود یک نمایش است؛ نمایشی که هر روز در آن بازی میکنیم و نقشهایی که ایفا میکنیم، نه تنها بر ما بلکه بر دیگران نیز تأثیر میگذارد.
در پایان، فوتبال و تئاتر دو روی یک سکهاند؛ سکهای که با ضربات توپ و دیالوگهای انسانی شکل میگیرد. این دو با هم ترکیب میشوند تا داستانی غنی از زندگی را روایت کنند.
نویسنده: صبا گرگین پور
بازیگر تئاتر و سینما و تحلیلگر فوتبال